تبليغاتX
ღ♥ღرویای خیسღ♥ღ
mimiRam baRat

لينك ثابت| نوشته شده در 86/11/10ساعت 15 توسط SH |

دریغ مکن

 
 بارها و بارها نوشتم
اما اينبار مينويسم براي تو , براي لبخندي نو
برايت مينويسم ,مينوسم که بخواني تا بداني: در زندگي ام فقط تو را دارم
که بخواني تا بداني
                تنها چيزي که سرکشي ام را آرامش مي بخشد فقط تويي
که بخواني تا بداني
برايم همچون آبی براي گل
برايت مينويسم که بخواني و بداني
من هرگز کسي را که با سختي ديگران در کنارش به آرامش رسيده ام
آسان از دست نخواهم داد
مينويسم تا بداني
              وقتي آمدي پاييز بود
با آمدنت پاييز را بهار کردي
زندگي احساس من نه پاييز را داشته است و نه زمستان را
نگذار پاييز بيايد و ماندگار شود
نگذار زمستان بيايد و بهار گريزان شود و باز هم پاييز بماند
تو را به دل بهاريت قسم
             بمان و فصل ها را بهم نريز
 
کلمات را از من دریغ نکن....

وقتی میتوانی با یک جمله که از دو کلمه تشکیل شده معجزه کنی...

کلمات را از من دریغ نکن... کلماتی که از قلبت بر میخیزند... کلماتی که به ذره ذرهء وجودم نفوذ میکنند..

نگاه پر معنایت را نثارم کن که سخت به آن محتاجم!

مهربانی دستانت را میخواهم ....که بی اختیار و مشتاق دستم را بفشارد

تو را میخواهم برای همهء انچه که هستی و در قالب واژه نمیگنجد

از من دریغ نکن.. حس خوشایند بودنت را در دنیای خالی از رنگم.

از من دریغ نکن ...لحظه های شیرین و تلخ رویای با تو بودن را

به من ببخشای... تنها گوشه ای از خانهء بزرگ قلبت را.."

 

لينك ثابت| نوشته شده در 86/10/27ساعت 12 توسط SH |

من تو را میخواهم

من تو را می خواهم

وهمین ساده ترین قصه یک انسان است

تو مرا می خوانی

من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم

وتو هم می دانی...

 

لينك ثابت| نوشته شده در 86/10/23ساعت 13 توسط SH |

بی آنکه بدانی

عاشقت خواهم شد بی آنکه بدانی

دوستت خواهم داشت بی آنکه بدانی

درد دل خواهم کرد بی هیچ کلامی

گوش خواهم داد بی هیچ سخنی

در آغوشت خواهم گریست بی آنکه حس کنی

در تو ذوب خواهم شد بی هیچ گرمایی


تمام احساسم مال توست

وقشنگترین ترانه های صبح گاهی را برای تو می سرایم

می دانی بهترین عطرها از نفس تو ساخته می شوند

و زیباترین آسمان در نگاه تو جلوه می کند

من برای لبخندت دلتنگم

وبرای تمام حرفهایت کاغذهایی از جنس خاطره تدارک دیده ام

شاید دیگر چشمانت مال من نباشد ولی...

ولی هر تپش قلب من به یاد توست

                                                           به یاد تو...

لينك ثابت| نوشته شده در 86/10/23ساعت 13 توسط SH |

اولین عکسسسسس

 
لينك ثابت| نوشته شده در 86/09/20ساعت 20 توسط SH |

ایه همه حرف و سکوت پشت تلفن؟؟

چگونه فراموشت کنم، تو را که از خرابه های هرزه گی به قصر سفید عشق هدایتم کردی وعاشقی بیقرار و یاری با وفا برای خویش ساختی، آهو بره ای شدی که دوستی گرگ را بذیرفتی و برای اشک های اوشانه هایت را ارزانی داشتی و با صداقت عاشقانه ات دلش را به درد آوردی،چگونه فراموشت کنم تو را که سالها در خیالم سایه ات را میدیدم وتپش قلبم را حس میکردم و به جستجوی یافتنت به درگاه پروردگارم دعا میکردم که خدایا پس کی او را خواهم یافت؟چگونه فراموشت کنم،توراکه همزمان با تولدت در قلبم همه را فراموش کرده ام،برایم تمامی اسم ها بیگانه شده اند وهمه خاطرات مرده اند،دستم را به تو می دهم قلبم را به تو میدهم بازوانم را به تو میبخشم و نگاهم که ازآن توست و شانه هایم که نپرس دیگر با من غریبه اند وتمامی لحظه ها تو را میخواهندو برای عطر نفس هایت دل تنگی میکند، چگونه فراموشت کنم ، تو را، که قلم سبزم را به تو هدیه کرده ام که حتی نوشته هایت همرنگ نوشته هایم باشد ، پیشتر ها سبز را نمی شناسم، بهتر بگویم با سبز رفاقتی نداشتم ، سبز را با توشناختم، ودلم میخواهد که با یاد تو همیشه سبز بمانم،دستت را به من بده،فکرت را به من بده،سرت را به روی شانه هایم بگذار و بگذار عطر نفسهایت رامیان هم قسمت کنیم ،عزیز راه دورم بی تو چه سوت و کورم ، بی تو به مفت می ارزم ،به دنیا زیر قرضم،قربونت برم الهی،شاپرک سفیدم،روزنه امیدم،خورشید دل طلایی،قصیده رهایی،حالا که حرف دل و راه دلامون یکی شد آسمون پر ستاره شبامون یکی شد، هرچی که دارم مال تو، باقی عمرم مال تو، شعرای عاشقونم اگه نمردم مال تو،مال و منالی ندارم،اما ستاره ها رو هرچی شمردم مال تو، توی قمار زندگی هرچی که باختی پای من ، هرچی که بردم مال تو،قربونت برم الهی عزیز راه دورم، حالا که ما روز و روزگارمون یکی شد، شبای مهتابی و شبای تارمون یکی شد، روزگار شبای تارش مال من،شبای مهتابی و صبح سپیدش مال تو، روزگار سردی و یآسش مال من، همه سر فرازی و عشق وامیدش مال تو، عزیز راه دورم، حالا که عطر نفسهات رو برام ارزونی کردی ، با من نامهربون این همه مهربونی کردی،زنگی صدای چلچله های سبزه زار هاش مال تو،غرش و پنجه ببرای درنده اش ما من،زندگی نم نم بارون وعطر شالی زاراش مال تو،آفتاب داغ کویرو تیغ برنده اش ما من،پر پرواز پرنده های عاشق مال تو،چشم جغد و زهر مارهای کشنده اش مال من، عزیز راه دورم بی تو چه سوت و کورم،بر بام دگر نشست وزین بام گسست، او بار دلش را این چنین آخر بست،بیگانه و بی آب و علف بود وخزان بود،حق داشت کبوترک که پروازنماید از آن، بیگانه و بی آب و ز فردا خالی، ای مغز بر هیچ چگونه این چنین می بالی،،بر بام دگر نشست وزین بام گسست بر هیچ چگونه تفلکی دل می بست، بر بام دگر نشست وزین بام گسست، او بار دلش را این چنین آخر بست،یا بام تو برچین و، یا بام تو برچین وخراباتش کن،یادانه بیار وآبوآبادش کن،یا بوی بهارو عطر نسرین و نسیم،یا مردک بیچاره بروی،برچین، برچین تو این بام و خدا همراهت حق حافظ آن کبوتر گم نامت، روزگار،روزگار باز داری چوب لای چرخم میذاری،روزگار باز داری سر به سر اوقات تلخم میذاری،روزگار من ایندفعه وا نمیدم،یا بادت حقو حسابم رو بدی یا به این مفتی بهت را نمیدم، روزگار کاری نکن که تارومارت بکنم،روزگار کاری نکن که تارومارت بکنم،که فقط با دوتا خط پیش همه بی اعتبارت بکنم،میدونی ، میدونی که ایندفعه بد جوری دلتنگم و میلنگم ودارم خودم رو به زور و ضرب آبرو میکشم وبا دنگ و فنگم لی و لی و با آب و رنگم هی و هی و با یار قشنگم کی وکی و که وا بده که وا ندم، ایندفعه رو تو را بده که را ندم همتی کن، همتی کن به موی مرتضی علی که ایندفعه زاعو به وقت زا نره ، جشنی به پا کنیم و باز گوسفند قربونی ما به مجلس عزا نره، ای روزگار عبد و عبید و شاکرم بدم به این تنور ماه که سرد و خاکستریه دعوای ما حرفی و ستیز ما سر سریه بدم به این تنور ماه خودت که بهتر میدونی تو روزگاری وبهت نمیرسه که زور ما بدم به این تنور ماه ...به تو یاد دادم عاشق شدن را و دلم میخواست از تو یاد بگیرم عاشق بودن راو تو به من آموختی که منطق عشق را نمی شناسد،پیشتر ها از خدا بی خبران میگفتند ، که عشق منطق را نمیشناسد لعنت بر آنها، دستت را از من بگیر سرت را از روی شانه هایم بردار، عطر نفسهایت را از من دریغ کن و بگذار که با غم خویش تنها بمانم...

لينك ثابت| نوشته شده در 86/09/20ساعت 19 توسط SH |

یه نفر یه جاااییییی .......

 

دلم لبریز از حرفی نگفته است

همش در حسرت بغضی شکسته است

نمی تونم بگم شعری ، بدونت

تمام واژه ها از هم گسسته است

دلم در یای عشقه ، آسمونه

دلم اندازه یک کهکشونه

ولی بی تو دلم تنهای ، تنهاست

بد ون تو دلم میگیره بونه

لينك ثابت| نوشته شده در 86/09/20ساعت 19 توسط SH |